تبليغاتX
جاده هاي وفا
جاده هاي وفا
نوشته شده توسط محمد محمودي در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت: 12:43
lk
نوشته شده توسط محمد محمودي در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت: 12:18
کار را باید انجام داد
برای رسیدن فقط یک ارده ی محکم و استوار لازم است .

چیزی سرسخت تر از اراده ی انسان وجود ندارد .

اگر از این راه نشد راه دیگری را امتحان کن .  برای پیمودن راه که فقط یک جاده نیست . 

زمین گرد است و به تعداد شعاعهایی که میتوان برای کره ی زمین تصور کرد راه وجود دارد .

پس  برای رسیدن به مقصد بینهایت راه وجود دارد .

فقط باید برخیزی .

نوشته شده توسط محمد محمودي در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت: 20:2
زندگی
زندگی ادامه داره حتی اگه تو نباشی ...

نوشته شده توسط محمد محمودي در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت: 19:59
مقایسه
زندگي يك مسابقه و رقابت نيست .
...
پس دليلي هم براي مقايسه خودت با ديگران وجود ندارد.
نوشته شده توسط محمد محمودي در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت: 19:57
تنهایی
نوشته شده توسط محمد محمودي در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت: 12:52
تنها
بی شک او بی من هم خواهد زیست...

من نیز بی او به یقین خواهم زیست...

لیکن در این میان این خود زندگیست که لب تشنه  وعطشناک می ماند...

نوشته شده توسط محمد محمودي در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت: 12:51
دوست داشتن
عشق وقتی معنی پیدا می کنه که دوست داشتن مفهوم واقعی خودش رو داشته باشه...
نوشته شده توسط محمد محمودي در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت: 21:36
سه تا گل
 

سه تا گل هستند كه خيلي براي من ارزش دارند  

   1- گل رزُ كه مظهر عشقه   

   2- گل شقايق كه دلم مثل دلش خونه   

  3- گلي كه داره اين مطلب رو می خونه  

همه برای عزیز ترینشون گل میفرستن.من موندم برای گلم چی بفرستم

نوشته شده توسط محمد محمودي در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت: 20:54
خوشبختی
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته می شود دری دیگر باز می گردد ولی ما غالبا

 چنان به درب بسته چشم می دوزیم که آن در باز را نمی بینیم!

نوشته شده توسط محمد محمودي در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت: 8:57
مغرور

هيچ وقت مغرور نشو، برگها

 

 

وقتي مي ريزند كه فكر

 

 

 

ميكنند طلا شدند

نوشته شده توسط محمد محمودي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت: 7:49
وصل
لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای

که پس از دوری بسیار به یاری برسد

نوشته شده توسط محمد محمودي در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت: 23:30
مهدی
نوشته شده توسط محمد محمودي در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت: 23:1
 

پیشاپیش نیمه شعبان را به همه تبریک میگم.  

 

به امید موفقیت و شاد بودن همه

 

عید مبارک

نوشته شده توسط محمد محمودي در یکشنبه بیستم مرداد 1387 ساعت: 22:57
آدما
يه دوست خوب ميگفت: آدما مثل كتابن تا وقتي تموم نشدن جذابن.پس سعي كن خودتو جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم نشي.چون وقتي تموم بشي ميرن سراغ يكي ديگه
نوشته شده توسط محمد محمودي در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت: 12:30
سکوت

گاهي اوقات سكوت بهتر از هر حرفيه تازه الان مي فهمم كه توي سكوت ممكنه چه حرفاي

 

 نگفته اي گفته بشه . زندگي پر از احساسات ناگفته است پر از حرفاي نگفته كاش سكوت

 

همه چيزرو بگه.

نوشته شده توسط محمد محمودي در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت: 12:22
خدایا....

خدایا : من گمشده دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری ! پس ای خدا ! هیچ

می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج

یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو

                 و در یک کلام ..................محتاج توام .

نوشته شده توسط محمد محمودي در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت: 12:14
عمیق ترین درد

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی
.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی
.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد
.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است
.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

نوشته شده توسط محمد محمودي در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت: 14:16
دختر و بهار
دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت

ای دختر بهار حسد می برم به تو

عطر و گل و ترانه و سر مستی تو را

با هر چه طالبی به خدا می خرم ز تو

بر شاخ نوجوان درختی شکوه ای

با ناز می گشود دو چشمان بسته را

می شست کاکلی به لب آب نقره فام

آن بالهای نازک زیبای خسته را

خورشید خنده کرد و زامواج خنده اش

بر چهر روز روشنی دلکشی دوید

موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او

رازی سرود و موج بنرمی از او رمید

خندید باغبان که سرانجام شد بهار

دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم

دختر شنید و گفت:چه حاصل از این بهار

ای بس بهارها که بهاری نداشتم

خورشید تشنه کام در آن سوی آسمان

گوئی میان مجمری از خون نشسته بود

می رفت روز و خیره در اندیشه ای غریب

دختر کناره پنجره محزون نشسته بود

نوشته شده توسط محمد محمودي در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت: 14:15
دوست داشتن یا عشق
عشق در دریا غرق شدن است. 

 دوست داشتن در دریا شناکردن.

عشق بینایی را می گیرد .

 دوست داشتن بینایی می دهد.

عشق جنون است و جنون چیزی جر خرابی و پریشانی فهم و اندیشه نیست. 

دوست داشتن در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می رود و فهم و اندیشه را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد.

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است.

دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند.

 دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.

عشق تنها یک فریب بزرگ و قوی است .

دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.

عشق در غالب دل ها، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است.

 اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد .

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد.

 اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند.

اما دوست داشتن با این حالات ناآشنا است. دنیایش دنیای دیگری است.


آری که دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز، خود را تا سطح بلندترین قله عشق های بلند، پایین نخواهم آورد.

نوشته شده توسط محمد محمودي در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت: 22:13